تبلیغات
بنده ای از جنس باران(◡‿◡)
بنده ای از جنس باران(◡‿◡)
ღانا احب الله..انا احب سیدعلیღ






لینک دوستان

پیوندهای روزانه

لوگوی دوستان

♫معبر سایبری بی سنگر♫

مردی در حال ور رفتن با ماشین جدیدش بود.

دختر 4 ساله اش سنگی برداشته بود و بدنه ماشین را خراش می داد.

وقتی مرد متوجه شد با عصبانیت دست دخترک را گرفت و از روی خشم چند ضربه محکم به دستش زد

غافل از اینکه با آچار در دستش این ضربات را وارد می کرد.

در بیمارستان، دخترک بیچاره به خاطر شکستگی های متعدد، انگشتانش را از دست داد.

وقتی دختر پدرش را دید، با چشمانی دردناک از او پرسید: «پدر انگشتانم کی رشد می کنند؟»

پدر خیلی ناراحت شده بود و حرفی نمی زد.

وقتی از بیمارستان خارج شد، رفت به سمت ماشین و چندین بار به آن لگد زد.

حالش خیلی بد بود. نشست و به خراش های روی ماشین نگاه کرد.

دختر نوشته بود: «دوستت دارم بابا

<<به خاطر داشته باشید که عصبانیت و عشق حد و مرزی ندارند>>

همیشه به خاطر داشته باشید که وسایل زندگی را باید استفاده کرد و

مردم را باید دوست داشت و به آنان عشق ورزید.

اما مشکل امروز جهان این است که مردم استفاده می شوند و وسایل و چیزها دوست داشته می شوند.


موضوعات مرتبط: [cb:blog_category_name] ([cb:blog_category_post_count])[cb:blog_category_name] ([cb:blog_category_post_count])
پنجشنبه 18 تیر 1394 .:. 01:56 ب.ظ .:. (◕‿◕)نیلوفــ♥ــرآبی (◕‿◕)
درباره وبلاگ

به نام خدا
سلااااااااااااام..

نیلوفرآبی هستم..
رشته ادبیات و عاشقـــــــــــ شعر
خدا و رهبر و شهدا و امام زمان نور چشمان بنده
ایشالله هممون شهید بشیم..ایشالله

امام حسینی باشیم و بمانیمو بمیریم صلواااااااات

امیدوارم هرکی کربلای امام حسین نرفته حتما حتما هرسال نصیبش کربلای شهدا بشه..

ایستاده ایم..


آرشیو مطالب
لوگوی ما
بنده ای از جنس باران(◡‿◡)

امکانات وب

طراح قالب
معبرسایبری بی سنگر گردان خیبر